دنیای ما دنیای وارونه ایست.
تمام ما علاقه مندیم در مسائلی که دوست داریم دخالت کنیم بی آنکه تجربه و تخصصی در آن داشته باشیم.
هنرمندان ما در این انتخابات برخلاف انتخابات های گذشته بیش از پیش وارد مسائل سیاسی شدند و تا آنجایی پیش رفتند که نتایج انتخابات را مخالف میل خود دیده و دست به تحریم همه جانبه زدند.
جالب است بدانید که در این تحریم نه تنها علاقه مندان به هنر متضرر شدند بلکه خود هنر نیز دچار بی مهری واقع شد.
از جمله این هنرمندان که تحریم خود را سالهای قبل نیز تکرار کرده بود محمدرضا شجریان استاد آواز ایران است.

ایشان که پیشتر نیز در نامه ای به عزت الله ضرغامی از ممنوعیت پخش آهنگ هایشان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تاکید کرده و از لحاظ شرعی آن را دچار مشکل خواندند اینبار در اظهار نظر تازه ای دلیل تحریم خود را مخالفت با نتایج انتخابات عنوان کرد و تمامی کنسرت های داخلی خود با گروه شهناز را لغو نمود.
در نامه شجریان به ضرغامی آمده است : همانطور که اطلاع دارید صدا و سیما در شرایط فعلی مستمر اقدام به پخش سروده های میهنی اینجانب به ویژه سرود «ایران ای سرزمین امید» می کند . جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا و سیما نیستم ، مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تاکید می کنم آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.
محمدرضا شجریان که در زمان تبلیغات انتخاباتی از میرحسین موسوی نامزد اصلاح طلبان حمایت می کرد پس از اعلام نتایج با حضور در جمع معترضین به انتخابات دهم، حمایت خود را از این دست اعتراضات اعلام کرد.
اطلاعیه ایشان در سایت دل آواز مبنی بر لغو کنسرت های داخلی ایشان و برنامه زمانبندی کنسرت هایی در خارج کشور علاوه بر محروم کردن علاقه مندان داخلی موسیقی سنتی ضربه ای غیر قابل جبران نیز به خود این موسیقی وارد کردند و مهجوریت آن را بیش از پیش نمایان کردند.
هر چند که مجید درخشانی سرپرست گروه شهناز اعلام کرده ما برنامه ای برای کنسرت داخلی نداشته و لغوی در کار نیست اما شواهد و قرائن حاکی از برگزاری کنسرت های داخلی در نیمه دوم تیرماه آن هم در برج میلاد (که حتی برای تست سالن و چیدمان صحنه به برج میلاد مراجعه شده بود) داشت که قرار بود در آن سازهای جدیدی با نام های بم سراهی ، ساغر ، کرشمه که هر کدام از لحاظ ساختار و صدا نزدیک به خانواده سازهای شناخته شده ایرانی هستند در این کنسرت ها نواخته شوند.
از نامه استاد آواز ایران این مطالب را می توان برداشت کرد:
۱- اینکه این آواز ها مربوط به زمان ابتدای انقلاب بوده و ربطی به اوضاع کنونی ایران ندارد خصوصاً اینکه ایشان به نام خاصی همچون «ایران ای سرزمین امید» نشان از بی علاقگی ایشان به اصل نظام بوده و شاید با آمدن موسوی هم این روند خود را ادامه می دادند.
۲- اینکه در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کرده بودم صحه ای بر فرضیه ما دارد که برای ایشان بعد زمانی مطرح نبوده و فقط قصدشان مخالفت است. این را در جواب کسانی می گویم که ادعا می کردند استاد با ورود موسیقی پاپ به صدا و سیما از پخش صدا و آهنگ های خود خوداری کرده اند.
۳- اینکه سازمان در تهیه آثار هنری چه نقشی داشته و دارد را باید به اهل فن سپرد اما تا آنجایی که یاسینی ها می دانند در گذشته تنها استودیو ضبط صدا متعلق به سازمان بوده و کلیه هنرمندان تنها از این استودیو می توانستند استفاده کنند. ولی با افزایش استودیو های صدا امروزه هر خواننده می تواند در استودیوی خاص خود کار تنظیم را انجام دهد و حق تکثیر نیز به عهده خود اوست و در اصل مالکیت اثر را داراست. ضمن اینکه اکثر هنرمندان از اینکه سازمان صدا و سیما پل ارتباطی میان خود و شنودگان هستند استقبال کرده و خرسند هستند.
۴- یکی از شعارهایی که در طول انتخابات بارها به آن اشاره می شد عدم جداسازی مردم به دسته های مختلف بود ولی این کار استاد یعنی...
و اما واکنش سازمان چگونه بوده است:
در این میان رادیو پیام که نقش بسیار اساسی در پخش آثار موسیقی دارد علاوه بر اینکه از پخش آثار استاد (علی رغم درخواست مکرر شنوندگان ) خودداری می کند از خوانندگان جوان موسیقی سنتی نیز در این کار بهره جسته و با دعوت از آنان در استودیو پخش ،علاوه بر مشروعیت پخش آثار آنان به معرفی و حمایت از این جوانان می پردازد.
البته در این میان از بزرگان موسیقی همچون امین الله رشیدی ، استاد شهرام ناظریان ، استاد علیرضا افتخاری و ... نیز بهره می برد
حال ببیند واکنش رادیو های بیگانه را در این بین
رادیو فردا که مجری پخش آهنگ های غربی و همچنین خوانندگان ایرانی مقیم اروپا و آمریکاست از فردای اعلام این نامه به پخش موسیقی هایی از استاد شجریان پرداخته و شنودگان این رادیو (که اغلب به دنبال شنیدن اکاذیب هستند) را تا حدی خرسند نموده است.
رادیو صدای آمریکا نیز که نمی خواهد از رقیب خود بازماند این روند را دنبال کرده و مصرانه به دنبال القای وطن ستیزی استاد است.
در پایان باید از استاد آواز ایران این سوال را پرسید که آیا بقای موسیقی سنتی با این دست افعال شدنی است آن هم در این بازار وا نفسای موسیقی رپ ، پاپ و متال و ...
آیا ما بازهم باید متکی به یک استاد باشیم و یا با امتناع این اساتید باید فاتحه موسیقی سنتی را خواند
آیا...
گروه وبلاگ نویسان یاسین (مهدی خلیلی) |